عدالت

وضعیت سازمان منافقین
نویسنده : - ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ دی ،۱۳۸۸

سازمان مجاهیدن خلق ؛ از تروریسم تا آژانس خبری

مردم ایران فراموش نمی کنند که در طول جنگ تحمیلی، اعضای کدام گروه در شهرها حاضر بودند و "گرا"ی اهداف نظامی و غیرنظامی را به نیروی هوایی عراق گزارش می کردند تا ارتش صدام، دست بالا را در جنگ شهرها و کشتار مردم داشته باشد.


عصرایران- هم اکنون گروه های سیاسی متعددی با حضور یا هواداران ایرانی، در داخل و خارج کشور در طیف های گوناگون فکری فعال هستند؛ از حزب موتلفه اسلامی گرفته تا ملی مذهبی ها، از جمعیت ایثارگران تا حزب کارگزاران و اعتماد ملی و از جامعه اسلامی مهندسین تا سلطنت طلب های خارج نشین و ... .

هر چند فعالیت های این گروه ها و دیدگاه های سیاسی شان و نیز تعداد اعضا و هواداران آنها بسیار متکثر و متفاوت است اما بی هیچ تردیدی در فضای سیاسی ایران، در سه دهه اخیر، هیچ گروهی به اندازه سازمان مجاهدین خلق، منفور نبوده است و این نفرت عمومی، نه تنها در داخل ایران وجود دارد، بلکه حتی بسیاری از گروه های اپوزیسیون جمهوری اسلامی نیز نسبت به این گروه بدنام، زاویه دارند به گونه ای که در برخی تجمعات اعتراضی خارج از کشور که با موضوع حوادث بعد از انتخابات برگزار شد، شرکت کنندگان صف خود را از اعضای سازمان مجاهدین خلق جدا کرده و از آنها خواسته اند که از تجمعاتشان خارج شوند تا مبادا آتش بی حیثیتی شان، دامن بقیه را نیز بگیرد.

علت این منفور بودن نیز کاملا مشخص است. سازمان مجاهدین خلق، نه به عنوان یک گروه سیاسی اپوزیسیون ، که در طول سه دهه گذشته در قالب یک سازمان تروریستی مسلح عمل و با ایدئولوژی های التقاطی و غیرانسانی مانند الزام به طلاق های ایدئولوژیک و سازمانی، ملزم سازی افراد به خودسوزی های سیاسی به بهای مصون ماندن جان اعضای خانواده، قتل شهروندان عادی، همکاری مستقیم با صدام در طول جنگ هشت ساله و ... پیش رفته است.

مردم ایران فراموش نمی کنند که در طول جنگ تحمیلی، اعضای کدام گروه در شهرها حاضر بودند و "گرا"ی اهداف نظامی و غیرنظامی را به نیروی هوایی عراق گزارش می کردند تا ارتش صدام، دست بالا را در جنگ شهرها و کشتار مردم داشته باشد.
ایرانی ها، همچنین به خاطر دارند ترورهای مستمری که نه فقط مسوولان که حتی مردم عادی را نیز هدف قرار می دادند و هر روز خبر می آمد که اعضای سازمان مجاهدین خلق، چند نفر دیگر را نیز کشته اند.
از این رو، بیراه نیست که ایرانی ها، اعضای این سازمان را "منافقین" می خوانند.

منافقین در حالی ادعا دارند که یک گروه صرفا سیاسی هستند که بعد از پذیرش قطعنامه 598 ، با ادوات زرهی مانند تانک و نفربر از مرزهای کشور عبور کردند و البته در "مرصاد" به دام افتادند و قلع و قمع شدند.

آنها، که مقر اصلی شان، اردوگاه اشرف در عراق است، در سرکوب قیام مردم عراق، علیه صدام در سال 1991 نقش موثری داشتند به گونه ای که در کنار گارد ریاست جمهوری عراق، به سمت مخالفان رژیم صدام، تیراندازی می کردند و در زندان ها به شکنجه آنها می پرداختند و اکنون، آنها نه در ایران که در عراق نیز منفور و مطرودند و در فقدان پدر مادی و معنوی شان صدام، روز به روز به کنج عزلت می روند و ذلیل تر می شوند به گونه ای که حتی مقامات عراقی نیز برغم فشارهای آمریکا، درصدد آنند  که عذر منافقین را بخواهند و خاک عراق را از وجودشان پاک نمایند.

در چنین شرایطی، تروریست های مسلح، درصدد رنگ عوض کردن هستند و به همین دلیل با ایجاد عناوین موجهی مانند دفاع از حقوق بشر، آژانس خبری، توسعه دموکراسی و ... می کوشند گذشته خونبار خود را که با نام 12 هزار ایرانی ترور شده توسط آنان عجین شده است، پاک کنند و نقابی تازه بر چهره تروریستی خود بزنند.

از جمله آنان در جدیدترین فاز تحرکات خود، تلاش هایی را برای جذب منابع خبری از داخل کشور آغاز کرده اند. بدین گونه که در فضای اینترنت مانند چت روم ها، گروه های اینترنتی، کلوپ ها و ... به افراد پیشنهاد کارهای خبری می دهند.

آنها خود را در قالب برخی آژانس های خبری معرفی می کنند و اصرار دارند که به مخاطبان شان بباورانند که وابسته به هیچ گروهی نیستند و فقط برای آزادی ایران فعالیت می کنند.
طبق طرح جدید سازمان مجاهدین خلق، افرادی که به عنوان خبرنگار با آژانس های خبری آنان کار می کنند، روزانه باید 4 خبر و 2 عکس به ایمیل هایی که به آنها معرفی می شود بفرستند و در مقابل 300 هزار تومان در هر ماه دریافت نمایند.

البته، به این رابط های خبری گفته می شود که اگر کسی را در خارج از کشور دارند به آنها معرفی کنند تا پول از طریق وی به حساب شان ریخته شود و در غیراین صورت از طریق صرافی ها اقدام می شود.

ناگفته نماند که بسیاری از افرادی که به عنوان خبرنگار یا رابط خبری جذب این آژانس های خبری می شود، اطلاعی از ماهیت اصلی گردانندگان آنها ندارند زیرا ادبیاتی که در دستور کار جذب قرار گرفته، اساسا هیچ گونه شباهتی به گفتمان سازمان مجاهدین خلق ندارد و عمدتا در پوشش های دمکراسی محور و حقوق بشری است.

به عنوان مثال وقتی در فرایند جذب این جملات تکرار می شود، اشخاص حتی شک هم نمی کنند که ممکن است یک سازمان تروریستی در پشت قضیه باشد: "اخبار باید فارغ از گرایش های مذهبی و سیاسی باشد، مهم نیست دانشجوی اعتراض کننده و معترض مسلمان، لائیک، فارس، بلوچ ،کرد و ... باشد، مهم این است که یک هم وطن دردی را فریاد زده است." یا "تعهد انسانی، اجتماعی و سیاسی ما در قبال مردم و میهن مان ما را ملزم می کند که از هر روزنه ای بالاترین استفاده را بکنیم." و نظایر اینها.

متاسفانه برخی افردا که برای کسب درآمد یا با نیت انعکاس اخبار ایران در دام این سازمان افتاده اند، واقعا نمی دانند که در حال همکاری با چه سازمانی هستند و از این رو فقط زمانی متوجه موضوع می شوند که ردیابی و دستگیر شوند و در چنان حالتی کار برایشان بسیار مشکل خواهد بود.

بی گمان، مردم ایران، چه حامی جنبش سبز باشند، چه طرفدار دولت و چه افرادی که کاری به کار سیاست ندارند، هرگز وطن دوستی شان را با گروه های تروریستی مثل سازمان مجاهدین خلق گره نمی زنند و اساسا نیازی ندارند که تروریست های آدمکش با نقاب های جدید، برایشان دل بسوزانند و بخواهند فریادگر دردهای آنان باشند.

از این رو، به جهت اینکه ممکن است روزی دعوت نامه ای مشکوک دعوت به همکاری از سوی آژانس های ناشناخته و مشکوک به دست همه ما برسد، این توصیه دوستانه را جدی بگیریم که ابتدا از ماهیت اصلی دعوت کنندگان اطمینان صد درصدی پیدا کنیم و سپس درباره همکاری یا عدم همکاری تصمیم بگیریم.

اطلاع رسانی، کانال های بهتری دارد که حتما بهتر از معبر ناامن تروریست هاست.


comment نظرات ()